6

دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است

میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است!

در آستانه ی فصلی سرد

سواد ناقصی دارم

برای فهمیدن بازی های از یاد رفته

 

دلیلش!

حتما دلیلی داشته که من اینجا هستم. اما نمی دانم دلیلش چیست! او با من ملاقاتی نداشته و توضیحی نداده که من بدانم چرا اینجا هستم. او سرش به کار خودش گرم بوده و من بخشی از طرح بزرگ او بوده ام، دلیلی نمی دید که برای من توضیحی دهد! از او خبرهایی جسته و گریخته به من رسیده است ولی متاسفانه اینقدر پیام هایش دست به دست شده که دیگر شباهتی به پیام ارسالی ندارد! از اینجا می فهمم که پیام های امروزش زیبا نیست و من فقط پیام های زیبا را شایسته ی او می دانم. مانند معادلات فیزیک، زیبا و خلاصه و کاربردی! 

آه! حتما دلیلی داشته و ای کاش حرف می زد. 

درس

دوباره باید از اول شروع کنم. این نمی دانم چندمین باری است که از اول شروع می کنم. به نظرم من از اول شروع نمی کنم!وگرنه این حجم از اشتباهات برای از اول شروع کردن مناسب نیست. یه خورده هم درس بگیرم بد نیستا!

تاریخ

حتی تاریخ هم باید مراعات حال خودش را کند! خیلی گند زده به خودش!

انتصاب

من فقط حق انتخاب می خواستم! نه حق انتصاب!

ولی من حتی به دوره ی حق داشتن هم نرسیده ام! من فعلا فقط می توانم جزو حق دیگران باشم!